على قاضى عسكر

79

تخريب و بازسازى بقيع به روايت اسناد (فارسى)

باتوجه به اينكه حبيب‌اللَّه هويدا يكى از دو نمايندهء ايران براى بررسى وضعيت حجاز در اثر حملهء وهابىها و تخريب اماكن مقدسه بوده و از سوى ديگر ، وى براساس اسناد موجود ، داراى مسلك بهائيّت و از بهائيان شناخته شده بوده است ، « 1 » همه گوياى آن

--> ( 1 ) . پدربزرگ هويدا ، ميرزا رضا قناد ، از بهائيان متعصب و از فدائيان عباس‌افندى محسوب مىشد . علاقهء او به رهبر بهائيان به‌حدّى بود كه هنگام سفر او به فلسطين ، همراهش به « عكا » رفت و مستخدم و خادم مخصوص عباس افندى گرديد . عباس افندى به‌واسطهء خدمات ميرزا رضا ، مخارج تحصيل فرزند او را تقبل كرد و حبيب‌اللَّه ( پدر اميرعباس ) را براى تحصيل به اروپا فرستاد . حبيب‌اللَّه در اروپا به زبان‌هاى انگليسى و فرانسه مسلط شد و چون عربى را هم روان صحبت مىكرد ، در مراجعت به ايران ، در دستگاه سردار اسعد بختيارى به‌عنوان مترجم استخدام شد و همزمان كار ترجمهء متون خارجى براى « روزنامهء رعد » را هم به‌عهده گرفت . پروفسور براون ، ميرزا رضاى قنّاد ( محمدرضا ) پدربزرگ هويدا را يكى از چندتن رازدار رهبر بهائيان مىداند . فاضل مازندرانى ، مؤلف كتاب ظهورالحق ( متعلق به بهائيان ) در جلد هشتم ( قسمت دوم ) صفحهء 1138 در بارهء معرفى پدربزرگ هويدا مىنويسد : « ديگر آقا محمدرضا قناد سابق‌الوصف ، از مخلصين مستقيمين اصحاب آن حضرت شد تا وفات نمود و مدفن او در قبرستان « عكا » است و از پسرانش ميرزا حبيب‌اللَّه عين‌الملك ( پدر هويدا ) كه به پرتو تأييد و تربيت آن حضرت ، صاحب حسن خط و كمال شد و همى سعى كرد و كوشيد كه شبيه به رسم‌الخط مبارك نوشت . و در سنين اوليه نزد آن حضرت كاتب آثار و مباشر خدمات گرديد . بعداً مشاغل دولتى و مأموريت در وزارت خارجهء ايران يافت و پسر ديگرش ميرزا جليل خياط ( عموى هويدا ) در « عكا » و هم از دخترش ( عمهء هويدا ) كه در شام شوهر نمود ، مآل با سعادت و رضايتى بروز نكرد ! حبيب‌اللَّه ( عين الملك ) با دخترى به‌نام افسرالملوك ازدواج كرد ، افسرالملوك دختر محمدحسين‌خان سردار ، از تروريست‌هاى معروف بهايى بود كه در دوران قاجاريّه در آشوب و بلوايى كه بهائيان در چند شهر ايران به‌راه انداختند نقش داشت . حبيب‌اللَّه ( عين‌الملك ) با كمك و حمايت سردار اسعد بختيارى ، به وزارت امور خارجه رفت و به‌واسطهء آشنايى به زبان عربى و سابقهء اقامت در شامات ، مأمور خدمت در سوريه و لبنان گرديد . عين‌الملك كه در اين سال‌ها همچنان به « آل‌رضا » معروف بود ، با سوء استفاده از موقعيت ديپلماتيك خود ، به تبليغ بابىگرى در اين كشورها پرداخت . چند ماه پس از اقامت حبيب‌الملك در شامات ، او را مأمور خدمت در « جدّه » كردند ، وى در « جدّه » با انگليسىها سر و سرّى پيدا كرد و علىرغم اقامت در سرزمينى كه قلب جهان اسلام محسوب مىگردد ، به تبليغات بابىگرى خود ادامه داد . . . . فعاليت‌هاى بهايىگرى قنسول ايران موجد بروز آثار سوئى گرديد و وزارت امور خارجهء ايران مجبور شد وى را به تهران احضار نمايد . عين‌الملك پس از احضار به تهران ، مجدداً روانهء عكا گرديد و تا پايان عمر در خدمت رهبر بهائيان باقى ماند . « حبيب‌اللَّه » عين‌الملك دو پسر داشت : يكى به‌نام اميرعباس و ديگرى به نام فريدون هويدا . ( اميرعباس هويدا ، صص 14 و 15 ) .